صداي شب
صداي شب مي آيد . صداي شب پر آواز ، پر از آهنگ و احساس
تو گويي او صدايم را شنيده .
و يا شايد كسي را
در اين تاريكي و وحشت نديده
صداي شب مي آيد
شبي سرد است و غمگين
پر از اجساد بي تن ، نفسهاي دروغين
در اين سرما غزل خواندن حرام است
ببين ديو جدائي ، كنارت رامِ رام است
صداقت را چو يك شاخته شكستيم
پر و بال زمان را . بريديم و بستيم
و تو تنها تو بودي ، كه رنگ شعر و شب را مي سرودي
ببين رنگ شب روياي ما چيست ؟
همان درياي پر آب ، شبم آبيِ آبيست
صداي شب مي آيد . صداي شب پر آواز ، پر از آهنگ و احساس
تو گويي او صدايم را شنيده .
و يا شايد كسي را
در اين تاريكي و وحشت نديده
صداي شب مي آيد
شبي سرد است و غمگين
پر از اجساد بي تن ، نفسهاي دروغين
در اين سرما غزل خواندن حرام است
ببين ديو جدائي ، كنارت رامِ رام است
صداقت را چو يك شاخته شكستيم
پر و بال زمان را . بريديم و بستيم
و تو تنها تو بودي ، كه رنگ شعر و شب را مي سرودي
ببين رنگ شب روياي ما چيست ؟
همان درياي پر آب ، شبم آبيِ آبيست
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر